topbar

خداشناسی

اعتقادی Sticky

پاسخ اصلی کارشناس 3013
متن پاسخ:
سلام علیکم. برادر عزیز. پرسش‌های خوبی است و پاسخ‌های خوبی هم دارد. ولی به شرط اینکه یکی یکی بپرسید تا بتوان پاسخ دقیق داد. من خواهشم از شما این است که یک سؤال بپرسید و درباره‌اش بحث کنید و بعد از اینکه قانع شدید سراغ سؤال بعدی بروید. در مورد مطالبی که در اول بحث فرمودید. کلی گویی که دردی را دوا نمی‌کند. شما خیلی کلی گفتید برای خدا کار کردید ولی خدا به شما توجه ندارد. خوب توقع دارید من به شما چه جوابی بدم. من نمی‌دانم که شما برای خدا چکار کردید و خدا در مقابل چکار کرده است. باید بصورت جزئی‌تر مسئله را بیان کنید و توضیح دهید تا بتوانیم مسئله را درست تحلیل کنیم و به نتیجه برسیم. انشاءالله.
آیا این پاسخ صحیح است؟:
149 امتیازها
+
Vote up!
-
Vote down!

چشم زخم Sticky

پاسخ اصلی کارشناس 3013
متن پاسخ:
سلام علیکم همانطور که گفتید واقعیتی به نام چشم زخم وجود دارد. این اعتقاد مخصوص ما مسلمانان نیست. در فرهنگهای دیگر هم نظیر چنین اعتقادی وجود دارد. به هر حال پاسخ شما به اختصار این است که می‌دانیم که در جهان واقعیتی به نام میکروب یا ویروس وجود دارد که بدون آن که ما مطلع باشیم وارد جسم ما می‌شود و ما را بیمار می‌کند و صدمات جسمی برای ما ایجاد می‌کند. همانطور که وجود چنین چیزی عدالت و قدرت خداوند را زیر سوال نمی‌برد. چشم زخم و مانند آن هم همینطور است. وجود چنین قدرتهایی در انسانها با عدالت و قدرت الهی منافاتی ندارد. 
آیا این پاسخ صحیح است؟:
274 امتیازها
+
Vote up!
-
Vote down!

معرفت به ذات خداوند Sticky

پاسخ اصلی کارشناس 3013
متن پاسخ:
سلام علیکم پرسش شما ابهام دارد و صدر و ذیل آن به یکدیگر بی‌ارتباط است یعنی درست است که صفات خداوند عین ذات اوست و او بسیط الحقیقه می‌باشد ولی این امر مانع از معرفت او نیست. همچنین این جمله که او معبود هیچیک از عبادت کنندگانش قرار نمی‌گیرد هم تعبیر درستی نیست. به هرحال من سعی می‌کنم پرسش شما را با یک مثال پاسخ دهم. مثلا بیایید شناخت من نسبت به شما را بررسی کنیم. من در حال حاضر هیچ شناختی از شما ندارم. تنها شناخت من از شما به همین مقدار است که شما انسانی هستید که تا حدی که از سؤالاتتان پیداست با زبان فارسی آشنایید و بعضی اصطلاحات فلسفی و کلامی را هم بلد هستید. شاید با دقت بیشتر بعضی دیگر از خصوصیات شخصیتی شما را هم بتوان از همین سؤالتان دریافت کرد. به این ترتیب شناخت من از شما به کمک استنباط عقلی از یکی از افعال شما بدست آمده است. حال اگر شما را از نزدیک ببینم (ولی هیچ کلامی بین ما رد و بدل نشود) شناخت من از راه حس (مثلا بینایی) به شما بیشتر می‌شود. حتی ممکن است با دیدن شما بعضی از خصوصیات پنهان شخصیت شما را هم بفهمم. اگر بخواهم شما را بشناسم باید بیشتر شما را ببینم و صفات  شما را بیشتر بشناسم تا از طریق صفات به درون شما راه پیدا کنم. بنابراین ممکن است من با ارتباط زیاد با شما تقریبا به طور کامل شخصیت شما را بشناسم. اما یادمان باشد که تمام اینها از طریق آشنایی با صفاتی است که شما آشکار کرده‌اید. به این ترتیب اگر از من بپرسند که شما را می‌شناسم یا نه؟ خواهم گفت بله. اگر بگویند از چه راهی می‌شناسی می‌گویم از راه دیدن افعال و آشنایی با صفات شما، شما را می‌شناسم. اگر بگویند ممکن است زوایای پنهانی در شخصیت ایشان باشد که آشکار نکرده باشد و بنابراین به طور کامل او را نشناخته باشید، پاسخ مثبت است. یعنی من نمی‌توانم با قاطعیت بگویم که کاملا شما را شناخته‌ام زیرا دسترسی به ذات شما جز از طریق صفات و افعالتان ممکن نیست. این مثال را با معرفت خداوند مقایسه کنید. هرچه انسان با صفات خداوند بیشتر آشنا شود به همان اندازه خدا را می‌شناسد. اما معنایش این نیست که کاملا خدا را می‌شناسد و معنایش هم این نیست که اصلا او را نمی‌شناسد. هرقدر شناخت بیشتر باشد عبادت هم کامل‌تر خواهد بود. ولی شناخت خداوند جز از طریق اسماء و صفاتش میسر نیست.
آیا این پاسخ صحیح است؟:
437 امتیازها
+
Vote up!
-
Vote down!

اثبات عدل خدا Sticky

پاسخ اصلی کارشناس 3013
متن پاسخ:
سلام علیکم. اینکه خداوند عادل است نیاز به اثبات ندارد و کاملا بدیهی است. زیرا خداوند به چیزی نیاز ندارد تا بخواهد برای رفع نیازش به کسی ظلم کند. همچنین ظلم یعنی حقی کسی را به او ندهید. اما چون همة موجودات مخلوق خداوند هستند پس اصلا هیچ حقی بر گردن خدا ندارند تا ممکن باشد بگوییم خداوند حق آنها را نداده و به آنها ظلم کرده است. البته شبهاتی وجود دارد که ما ممکن است بعضی افعال خداوند را مخالف عدالت بدانیم که البته همة این شبهات پاسخ داده شده است. در مورد ارسال کتب مذهبی می‌توانید آدرس ایمیلیتان را بدهید تا بعضی کتابهای مناسب را برایتان ایمیل کنیم. 
آیا این پاسخ صحیح است؟:
463 امتیازها
+
Vote up!
-
Vote down!

سوال فلسفی Sticky

پاسخ اصلی کارشناس 3013
متن پاسخ:
سلام علیکم. برادر عزیز. اگر سؤالتان را دقیق‌تر بفرمایید انشاءالله به آن پاسخ خواهم داد. دقیقا بفرمایید دربارة معرفت نفس چه سؤالی دارید. آیا معنای آن را می‌‌خواهید بدانید یا راه رسیدن به معرفت نفس را می‌‌خواهید بدانید یا اینکه فواید معرفت نفس را می‌خواهید بدانید ....
آیا این پاسخ صحیح است؟:
591 امتیازها
+
Vote up!
-
Vote down!

اعتقادقلبی به خداوندمتعال Sticky

پاسخ اصلی کارشناس 3013
متن پاسخ:
سلام علیکم. برادر عزیز. شک دربارة خداوند نباید شما را به وحشت و ناراحتی دچار کند. مهم آن است که با این شک چطور برخورد کنید. اگر شکتان همچنان باقی بماند و نتوانید آن را برطرف کنید این شک نگران کننده است. اما اگر شکتان مقدمه‌ی یقیبن باشد. بسیار مبارک و میمون است. اگر می‌گویید از نظر عقلی مشکلی در پذیرش خداوند ندارید بیشتر راه را طی کرده‌اید و تا رسیدن به مرحله یقین راه زیادی باقی نمی‌ماند. برای آنکه دلتان راضی شود و تردید و دودلی از میان برود باید ارتباط قلبی‌تان را با خداوند متعال بیشتر کنید تا مزه‌ی ایمان را بچشید و هم نشینی با خداوند را تجربه کنید. در این صورت است که یقین بوجود می‌آید و هیچ چیزی هم نمی‌تواند آن را زایل کند. آنچه به عنوان سیر و سلوک معروف است در واقع همان دستورات عملی برای تجربه‌ی دینی است. یعنی شما با پیمودن راهی مشخص و انجام دستوراتی خاص می‌توانید به یقین قلبی برسید (یعنی لقاء‌الله) انشاءالله. مهمترین کاری که هرگز نباید ترک شود و در تمام مدت سیر و سلوک باید رعایت شود، انجام فرامین پرودگار متعال است. یعنی رعایت دقیق حلال‌ها و حرام‌ها. همین امر به تدریج باعث می‌شود تا نور ایمان در دل فروزان‌تر گردد. موفق باشید. 
آیا این پاسخ صحیح است؟:
963 امتیازها
+
Vote up!
-
Vote down!

هدف خلقت Sticky

پاسخ اصلی کارشناس 3013
متن پاسخ:
برادر عزیز اولین سؤال من از شما آن است که آیا فکر می‌کنید خواسته‌ی شما امکان پذیر است؟ یعنی  آیا ممکن است که خداوند قبل از اینکه شما را بوجود آورد از شما سؤال کند؟! چطور ممکن است که شما هنوز بوجود نیامده باشید و در حال عدم باشید و از شما بپرسند دوست دارید بوجود بیایید!؟ بعد شما کمی فکر کنید و ببنید دوست دارید بوجود بیایید یا نه؟ تازه فرض کنید چنین چیزی ممکن باشد. یعنی اول از شما بپرسند دوست دارید بوجود بیایید؟ آیا شما می‌توانید به این سؤال پاسخ دهید؟ شما که هیچ خبری از زندگی در دنیا ندارید و نمی‌دانید چه چیزهایی در آنجا هست و با چه کسانی روبرو هستید چطور می‌خواهید بگویید زندگی را دوست دارید یا ندارید؟ بنابراین برای این که این سؤال را جواب دهید باید با کل شرایط دنیا و زندگی با آن آشنا شوید. بلکه مدتی با انسان‌هایی که قبلا بدنیا آمده‌اند دمخور شوید و با آنها نشست و برخاست کنید و از آنها بپرسید ایا زندگی خوب است یا نه  تا بتوانید درست تصمیم بگیرید. می‌بینید که چنین چیزهایی غیر ممکن است. در واقع کسانی که از زندگی می‌نالند و می گویند چرا بدنیا آمده‌ایم و ما  نمی‌خواستیم بدنیا بیاییم از اصل زندگی و حیات ناراحت نیستند بلکه از نوع زندگی ناراحت‌اند. یعنی اگر بر فرض کسی هیچ مشکلی در دنیا نداشته باشد و کاملا در راحتی و رفاه بسر برد و کاملا خوش باشد هرگز از امدنش در دنیا ناراضی نیست. برعکس هم اگر کسی در دنیا دچار مشکل باشد و ناراحتی داشته باشد اگر به او بگویند که فردا تمام مشکلاتت حل می‌شود باز هم دیگر از زندگی ناراحت نیست. پس بهتر است کمی دقیق‌تر از خدا سؤال کنیم. نگوییم خدایا چرا ما را بوجود آوردی؟ بگوییم خدایا شکر می‌کنیم که ما را از عدم و نیستی به هستی و وجود آوردی ولی ما دلمان می‌خواهد در این زندگی دنیایی در خوشی و آسایش زندگی کنیم نه در سختی و ناراحتی. این سؤال سؤال معقول و پسندیده‌ای است و دعای همة اولیاء الهی و بزرگان هم به درگاه خداوند همین است. تمام دستور العمل‌های دینی هم برای آن است که انسان به سعادت و خوشبختی و اسایش کامل برسد. بنابراین مثل بچه‌های ننر و لوس نگویید من هرچه دلم می‌خواهد را انجام می‌دهم و به کسی هم مربوط نیست. مثلا اگر شما دلتان خواست آدم بکشید یا به ناموس دیگران دست درازی کنید یا مواد مخدر مصرف کنید این به هیچ کس مربوط نیست؟! مگر می شود کسی بگوید من هرکاری دلم خواست را انجام می‌دهم. بنابراین اینقدر از دست خدا ناراحت نباشید و بدانید که هرچه خدا دستور داده است به مصلحت بشر بوده است و خود را برای خدا لوس نکنید و تمناهای نفسانی خود را توجیه نکنید. موفق باشید.
آیا این پاسخ صحیح است؟:
980 امتیازها
+
Vote up!
-
Vote down!

آفرینش جهان Sticky

پاسخ اصلی کارشناس 3013
متن پاسخ:
سلام علیکم برادر عزیز. این سوال شما بخش‌های مختلفی دارد که نمی‌توان به همه آنها یک مرتبه پاسخ گفت. بنابراین به بخش اول پاسخ می‌دهم. لطف کنید با دقت در پاسخ بنده بقیه سوالات را تک تک بپرسید. اول پرسیدید چرا خدا این جهان مخصوصا حیوانات و گیاهان را آفرید. شما اگر بفهمید چرا خداوند متعال  اصلا چیزی را خلق کرد؛ می‌توانید بفهمید که چرا گیاهان و حیوانات را خلق کرد. البته همین الان هم می‌توان فهمید که جهان مادی بدون وجود گیاهان و حیوانات امکان‌پذیر نیست. چطور ممکن است جهانی مادی را فرض کرد که در آن فقط انسان باشد و انسان‌ها در بیابان زندگی کنند و هیچ حیوانی حتی حشرات هم نباشند! خوب در این صورت انسان‌ها باید همدیگر را بخورند تا زنده بمانند زیرا نه میوه‌ای وجود دارد و نه  گیاهی و نه گوسفندی و نه گاوی و .... بنابراین نه تنها وجود حیوانات و گیاهان برای زندگی انسان‌ها در روی زمین ضروری است بلکه وجود کوچکترین موجود و ضعیف‌ترین آنها نیز برای حیات در کره زمین ضروری است. اما اینکه چرا خداوند این جهان را آفرید اگر منظورتان از این جهان؛ جهان مادی است جوابش این است که برای بوجود آمدن انسان که هم مادی است و هم مجرد، و اشرف مخلوقات هم هست، وجود جهان مادی ضروری است و گرنه انسانی که در ابتدای خلقت مادی است کجا می‌خواست زندگی کند؟ اگر منظورتان کل عالم هستی است یعنی چه موجودات مجرد مثل فرشتگان و چه موجودات مادی؟ پاسخ این سوال کمی مفصل است اگر سوالتان همین است دوباره بپرسید تا پاسخش را عرض کنم. فعلا همین اندازه کافی است.
آیا این پاسخ صحیح است؟:
1089 امتیازها
+
Vote up!
-
Vote down!

آفرینش نجاسات و شرور و پلیدی ها Sticky

پاسخ اصلی کارشناس 2018
متن پاسخ:
به نام خدا سلام خداوند متعال مقدس و منزه از هرگونه عیب و نقص و بدی و زشتی و پستی است و لازمۀ آفرینش موجودات که هر یک ممکن است دارای عیب و نقص باشند و به طور کلی آفرینش شرور، این نیست که کسی بگوید این عیب و نقص نعوذ بالله در ذات اقدس پروردگار وجود داشته که آن را به موجودات داده است. برای فهم این مطلب چند نکته به طور خلاصه بیان می شود که برای مطالعۀ دقیق تر می توانید به کتبی مانند «عدل الهی» و «جهان بینی توحیدی» از علامه شهید مرتضی مطهری مراجعه فرمایید.   الف. بعضی از شُرور و بديها، خود از سنخ نيستى‏اند، مانند جهلها، عجزها، فقرها و... مثلاً «جهل» در واقع، عدم علم است؛ نه اینکه موجودی باشد که خداوند او را آفریده. موجودی که از هیچ گونه نقص و نیازی در ذاتش راه ندارد و همۀ کمالات را ذاتا دارد، خداوند است و منزه از نقصهای سایر موجودات است که به محدودیت وجودشان بر می گردد. مثلا خداوند ذاتا دارای «علم» مطلق و بدون محدودیت است؛ دربارۀ سایر موجودات، نسبت به چیزهایی که به سبب محدودیت، علم ندارند، می گوییم «جهل» دارند. خنده دار است که چنین نتیجه گیری کنیم که پس در ذات خداوند جهل بوده که به آن موجودات داده است!!   ب. قِسم دوم شُرور و بديها، اموری است که از سنخ هستى‏اند، اما شر بودن آنها از آن نظر است كه منشأ نيستيها مى‏گردند مانند زلزله ‏ها، ميكروبها، سيلها، تگرگها و امثال اينها. هستيهايى كه منشأ نيستيها مى‏گردند، شريتشان از نظر وجود اضافى و نسبى‏ آنها به اشياء ديگر است نه از نظر وجود فى ‏نفسه آنها؛ يعنى هر چيزى كه شر است، براى خود شر نيست، براى چيز ديگر شر است. وجود حقيقى هر شى‏ء وجود فى ‏نفسه اوست؛ وجود اضافى و نسبى او امرى اعتبارى و انتزاعى است و لازمه لاينفك وجود حقيقى اوست. [1]   ج. ذات اقدس پروردگار هرگز به نجاست و پلیدی متصف نمی گردد. اما آنچه از نظر احکام شرعی نجس است، مانند قِسم دوم شرور و بدیها، به خودی خود بد نیستند و مخلوق پروردگارند. مثلا «منى» كه نجس‏ است؛ به خودی خود بد نیست؛ تداوم نسل حیوانات و بشر به وسیلۀ همین ماده است. خدا تعالى از طریق این ماده، هم پاكان و پيغمبران برگزيده و بنده‏هاى صالح را آفریده و هم فرعونها، كفار و بت پرستان را. «خونی» که در بیرون بدن نجس است، خدا آن را مايه و پايه تن مؤمن ساخته و شرط زنده بودن او قرار داده است. و نیز «ادرار» و «عذره» كه نجس اند، در تن مؤمن برقرار می باشد [2] و اگر خداوند آن را نمی آفرید و آن مواد آلوده در بدن انسان باقی مانده و به صورت ادرار و مدفوع دفع نمی شد، ظرف چند روز بدنش فاسد شده و می مرد. «سگ» و «خوک» به خودی خود بد نیستند و آفرینش آنها نیز دارای حکمت است. و...   د. خيرات و شرور دو صف جداگانه و مستقل از يكديگر را تشكيل نمى ‏دهند، بلكه شرور از خیرات جدایی ناپذیرند و آفرينش تجزيه ناپذير است. شرور لوازم و اوصاف لاينفك خيرات مى‏باشند. ريشه شرورى كه خود از سنخ نيستى مى‏ باشند عدم قابليت قابلهاست و به محض قابليت قابل، افاضه وجود از ناحيه ذات واجب‏الوجود، حتمى و لايتخلّف است؛ اما ريشه شرورى كه از سنخ نيستى نيستند، لاينفك بودن و جدايى‏ ناپذيرى آنها از خيرات است. [3]   هـ. شر، امرى نسبى‏ است و هيچ شرى شر محض نيست؛ عدمها و نيستيها به نوبه خود مقدمه هستيها و خيرات و كمالات‏اند؛ شرور به نوبه خود مقدمه و پله تكامل‏اند. اين است كه گفته مى‏شود در هر شرى خيرى نهفته و در هر نيستى هستى‏اى پنهان است. [4]   و. مسلّما آنچه به نام شرور ناميده مى‏شود اگر بر ضدّ نظام احسن و اصلح بود، آفريده‏ نمى‏شد. هرچند ممکن است حكمت و مصلحت وجود چیزهایی که پلید و شر می دانیم، بر ما مجهول باشد. فرضاً مشكل بعضى از شرور قابل توجيه نباشد، به واسطه قصور فهم بشر از رازها و اسرار جهان است. بشر وقتى كه خود را در جهانى مى‏بيند پر از راز و پر از حكمت، طبعاً اگر در چند مورد خاص به راز حكمت و سرّ مصلحت پى نبرد نبايد در اصل مطلب ترديد كند. انسان اگر كتابى را مطالعه كند و در سراسر كتاب، دقت و درايت و قوّت انديشه مؤلّف را مشاهده نمايد و در چند مورد هم بعضى عبارات، مجهول و لاينحل بماند، طبعاً حكم مى‏كند كه من مقصود مؤلف را در اين چند مورد نمى‏فهمم؛ هرگز حكم نمى‏كند كه به دليل لا ينحل ماندن اين چند مورد، مؤلف فاقد درايت و دقت و فهم و ادراك بوده است... ولى حكیمان الهى می گویند كه جهان كه اثر خداوند است، به منزله ظلّ و سايه بارى تعالى است، خداوند جميل على الاطلاق است، و ظلّ جميل، جميل است؛ همچنین به بحث در آثار و فوائد شرور مى‏پردازند. [5]   تذکّر: نجاسات و پلیدیهایی که از امور معنوی به شمار می آید –مانند صفات رذیله- به نقص و محدودیت و نیازمندی باز می گردد که از ذات خداوند دور است. مثل بخل وحسادت و... و برخی نجاسات از امور مادی اند و ماده محدودیت دارد و خداوند بالاتر از این حرفهاست. نجاساتی که در احکام فقهی مطرح می شود، معمولا از همین قبیل است، فلذا هرگز نجس شدن دربارۀ پروردگار معنی ندارد. در امور مادی، نجاست عرض است و عرض جابجا مى‏شود و ما می بينيم نجسى را كه پاك مى‏شود و پاكى را كه نجس مى‏شود. [6] حتّی اموری که نجس العین هستند، وقتی استحاله شده و تجزیه و تبدیل به ماده ای دیگر شوند، دیگر نجس نیستند؛ مانند سگی در نمکزار تبدیل به نمک شود و یا مُرداری که دفن شده و تبدیل به خاک گردد.   پی نوشت ها: [1]. مجموعه‏آثاراستادشهيدمطهرى، ج2، ص147. [2]. گنجينه معارف شيعه اماميه، ج‏2، ص: 199. [3]. مجموعه‏آثاراستادشهيدمطهرى، ج2، ص147. [4]. همان. [5]. مجموعه‏آثاراستادشهيدمطهرى، ج‏1، ص: 113 – 114. [6]. گنجينه معارف شيعه اماميه، ج‏2، ص: 199.  
آیا این پاسخ صحیح است؟:
1017 امتیازها
+
Vote up!
-
Vote down!
اشتراک در RSS - خداشناسی