topbar

امامت

علت حاجت نگرفتن از امام رضا Sticky

پاسخ اصلی کارشناس 3013
متن پاسخ:
سلام علیکم برادر عزیز من نمی‌دانم چرا امام رضا (ع) حاجت شما را نمی‌دهد. ولی می‌دانم که شخصیت بزرگ و کریم و توانایی مثل امام رضا اگر حاجتی را ندهد حتما دلیل بسیار موجهی برای آن وجود دارد. و دلیلش را هم اگر برای شما بگوید قطعا شما راضی خواهید شد. یکی از صفات بزرگ مردان الهی آن است که به راضی به قضای خداوند هستند. قرآن کریم وقتی از صاحبان نفس مطمئنه سخن می‌گوید، می‌فرماید که آنها از خدا راضی هستند و خداوند هم از آنها راضی است. یعنی راضی بودن به قضای الهی مقامی است که نصیب هرکسی نمی‌شود. نظر شما را به روایتی که در اصول کافی از امام باقر (ع) نقل شده است جلب می‌کنم. ابوبصیر شخصی است نابینا که از اصحاب بزرگ امام باقر(ع) و امام صادق (ع) است. روزی از امام باقر (ع) می‌پرسد شما بالاتر هستید یا حضرت عیسی. امام می‌فرماید مقام من بالاتر است. بعد می‌پرسد حضرت عیسی کور مادرزاد را شفا می‌داد شما هم می‌توانید این کار را انجام دهید. حضرت می‌فرماید بله می‌توانم. ابو بصیر عرض می‌کند پس چرا چشمان مرا شفا نمی‌دهید. امام دستی بر چشمان ابوبصیر می‌کشد و ابوبصیر می‌گوید ناگاه تمام مدینه را دیدم حتی دیدم که مردم در بازار با یکدیگر جرو بحث می‌کردند. آنگاه امام از من پرسید ابو بصیر دوست داشتی چشم داشتی و مانند همین مردم در قیامت از تو سؤال می‌شد. یا اینکه چشم نداشتی و بدون حساب به بهشت می‌رفتی. ابوبصیر عرض می‌کند دوست داشتم چشم نداشتم و بی‌حساب به بهشت می‌رفتم. حضرت می‌فرماید برای همین است که ما به تو چشم نمی‌دهیم! به نظر من شما از دعا کردن ناامید نشوید ولی  در عین حال سرنوشت خودتان را به امام رضا بسپارید و هرچه به شما دادند یا ندادند راضی شوید. اگر راضی شوید آنگاه قدر نعمتهای پروردگار را بیشتر می دانید و من یقین دارم که به طور حتم از کسانی که پای سالم دارند بسیار بیشتر پیشرفت می‌کنید. یکی از دوستان من از کودکی دچار فلج اطفال است و بسیار شخص متدینی است و از کودکی روی صندلی چرخدار است. ایشان تحصیل کردة آمریکاست و صاحب یکی از برزگترین کارخانه‌های کشور است و ازدواج کرده و داری چند فرزند است. و بسیار هم ثروتمند است. موفق باشید و از شما التماس دعا دارم.
آیا این پاسخ صحیح است؟:
382 امتیازها
+
Vote up!
-
Vote down!

نسب امام زمان علیه السلام Sticky

پاسخ اصلی کارشناس 2018
متن پاسخ:
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام و ادب و با تشکر از تماس شما با مرکز پاسخگویی 09650 از امام پنجم شیعیان تا امام دوازدهم علیهم السلام، همگی هم از نسل امام حسن و هم از نسل امام حسین -علیهما السلام- هستند. زیرا: بنابر نقل مشهور، مادر گرامی امام محمد باقر (ع)، فاطمه دختر امام حسن (ع) بود. بنابراین، امام محمد باقر این افتخار را داشت که پدربزرگ مادری و پدری اش، حسن بن علی و حسین بن علی هر دو نوه های محبوب پیامبر اسلام، بودند. (صلوات الله علیهم اجمعین) جابر، اسامی امامان علیهم السلام را به همراه نامهای پدران و مادران آنان در آن صحیفه نوشته بود؛ در قسمتی از روایت جابر چنین آمده است: ابوجعفر محمد بن علی معروف به باقر(ع)، مادرش ام عبداللّه دختر حسن بن علی بن ابی طالب است. (بحارالانوار، علامه مجلسی، ج36، ص194، ح2.) بنابراین، امام زمان علیه السلام و همگی امامان از امام پنجم به بعد، و همچنین فرزندان این بزرگواران، از نسل امام حسن و امام حسین علیهما السلام هستند. به عنوان نمونه، در زیارت حضرت فاطمه معصومه (س) دختر امام هفتم (ع)، می خوانیم: السلامُ علیکِ یا بِنتَ الحسنِ و الحسین.
آیا این پاسخ صحیح است؟:
813 امتیازها
+
Vote up!
-
Vote down!

ولایت حضرت علی (ع) Sticky

پاسخ اصلی کارشناس 3013
متن پاسخ:
سلام علیکم. هر امامی به محض فوت امام قبلی به مقام امامت و پیشوایی شیعیان و ولایت می‌رسد. زیرا معنا ندارد که در یک زمان دو امام یا دو ولی با هم سرپرستی امور را به عهده  داشته باشند.
آیا این پاسخ صحیح است؟:
865 امتیازها
+
Vote up!
-
Vote down!

اعتقادی Sticky

پاسخ اصلی کارشناس 3013
متن پاسخ:
سلام علیکم. شما شیعه محسوب می‌شوید و باید به احکام شیعه عمل کنید. گوش کردن به حرف پدرتان اگر باعث شود که شما از عقاید حقه شیعه دست بردارید حرام است. البته احترام به پدر واجب است و باید کمال احترام را به ایشان بگذارید و به خواسته‌هایش عمل کنید اما درمواردی که باعث شود شما برخلاف عقاید شیعه عمل یا سخن یا اعتقادی داشته باشید این کار حرام است و نباید به حرف ایشان گوش دهید. بنده به خاطر محبتتان به حضرت امیرمؤمنان علی (ع) تبریک می‌گویم. بدانید شما در حال جهاد در راه خدا هستید و انشاءالله اجر مجاهدان را دارید. به باطن علی (ع) متوسل شوید. انشاءالله پدرتان هم به مذهب حقة تشیع گرایش پیدا خواهند کرد. التماس دعا
آیا این پاسخ صحیح است؟:
680 امتیازها
+
Vote up!
-
Vote down!

الگوی کامل Sticky

پاسخ اصلی کارشناس 3013
متن پاسخ:
سلام علیکم برادر عزیز. قرآن کریم می‌فرماید بهترین الگو پیامبر خدا (ص) است. البته امامان معصوم (علیهم‌السلام) هم در ردیف پیامبر خدا قرار دارند و بهترین الگو هستند. سایر انسان‌‌ها چون معصوم نیستند نمی‌توانند الگوی کامل باشند و بنابراین نواقصی دارند. از این رو عاقلانه نیست که انسان کسانی را که خود دارای نقاط ضعف هستند الگوی خودش قرار دهد. ما باید همواره به بهترین الگوهای انسانیت یعنی پیامبر اکرم و اهل بیت عصمت علیهم‌السلام چشم داشته باشیم تا انشا‌ءالله اندکی در رفتار و اخلاقمان تآثیر داشته باشد.
آیا این پاسخ صحیح است؟:
1015 امتیازها
+
Vote up!
-
Vote down!

ثواب لعن Sticky

پاسخ اصلی کارشناس 3013
متن پاسخ:
برادر عزیز تفاوت شیعه و سنی در تبری است نه در تولی. به این معنا که  اکثریت قریب به اتفاق اهل سنت (به غیر از گروه اندکی از ناصبی‌ها) در مسئله محبت به اهل بیت (علیهم‌اسلام) متفق‌القول‌اند. یعنی همگی محبت اهل بیت را لازم می‌دانند. اما آنها از دشمنان اهل بیت بیزاری نمی‌جوین و تبری ندارند. بنابراین آنچه یک شیعه را از سنی متمایز می‌کند بیزاری از دشمنان اهل بیت است وگرنه در خصوص دوستی اهل بیت بین ما و اهل سنت اشتراک وجود دارد. البته این بدان معنا نیست که حتما ثواب لعن بیشتر از صلوات است یا لعن حکم تخلیه و صلوات حکم تحلیه را داشته باشد. این گونه سخنان بیشتر استحسانات است و منشأ روایی ندارد.  تنها به این نکته توجه کنید که در روزگار فعلی که بسیاری از روی نادانی بخاطر تبری و بیزاری شیعه از دشمنان اهل بیت خون شیعه را مباح می‌دانند به هیچ وجه نباید به صورت اشکار و علنی این کار انجام شود. موفق باشید  
آیا این پاسخ صحیح است؟:
844 امتیازها
+
Vote up!
-
Vote down!

ازدواج امام زمان Sticky

پاسخ اصلی کارشناس 3013
متن پاسخ:
برادر عزیز سلام علیکم. این سؤالات را هیچ کس نمی‌تواند با اطمینان پاسخ دهد. هرددو صورتش ممکن است. هم ممکن است که حضرت ازدواج کرده باشند ولی همسر و فرزندانشان به عمر طبیعی از دنیا رفته باشند و هم ممکن است که در طول این هزار و چند صد سال  یکبار ازدواج کرده باشند و دیگر ازدواج نکرده باشند. و هم ممکن است که اصلا ازدواج نکرده باشند.  البته اگر بگوییم حضرت ازدواج کرده‌اند غیر از سؤالات شما سؤالات دیگری هم می‌توان کرد؟ ایا زن و فرزندان ایشان از امامت حضرت مطلع‌اند یا نه. ایا حضرت خود را به انها معرفی کرده است یا نه؟ آیا قبل از ازدواج به خواستگاری رفته‌اند یا نرفته‌اند. و.... برادر عزیز توصیه من به شما این است که وقت خود را بیهوده برای یافتن این پرسش‌ها و مانند آن هدر ندهید. انچه مهم است آن است که ما کاری کنیم که حضرت ولی عصر ارواحنا له الفدا از ما راضی و خوشنود باشند. اگر کسی در این تلاش موفق شد خیر دنیا و آخرت را نصیب خودش کرده است.رزقنا الله تعالی انشاء الله.  
آیا این پاسخ صحیح است؟:
909 امتیازها
+
Vote up!
-
Vote down!

محبت و توسل به امامان Sticky

پاسخ اصلی کارشناس 3013
متن پاسخ:
سلام علیکم در خصوص سؤال اول عرض می‌کنم که همانطور که گفتید محبت حقیقی و اصیل مخصوص خداوند متعال است و هرگز نباید کسی را در آن شریک کرد. اما وقتی کسی واقعا به خداوند محبت دارد و او را از صمیم دل دوست دارد هرکس یا هر چیز را که به خداوند نزدیک‌تر باشد نیز به خاطر نزدیکی به خداوند دوست دارد. به بیان دقیق‌تر اگر کسی امامان را به خاطر خودشان دوست داشته باشد همانطور که گفتید با محبت به خداوند منافات دارد اما اگر کسی امامان را به خاطر آن که آیات بزرگ الهی و آینة تمام نمای حق و جلوة کامل پروردگار متعال هستند دوست داشته باشد محبت به آنان عین محبت به خداست. به عنوان مثال اگر من شخصی را دوست داشته باشد و آن شخص در برابر آینه ایستاده باشد اگر من به تصویر در آینه ابراز علاقه و محبت کنم (به خاطر آن که تصویر محبوب من است) به هیچ عنوان در محبت خودم کس دیگری را شریک نکرده‌ام. در خصوص این نکته گه گفتید محبت در حد پرستش هم فکر می‌کنم اگر به نکته‌ای که در بالا گفتم توجه کنید پاسخ این پرسش را هم خواهید یافت البته روشن است که هرگز کسی نباید اهل بیت عصمت و طهارت را بپرستد و هیچ شیعه‌ای هم چنین اعتقادی ندارد و چنین ادعایی نمی‌کند و اگر چنین ادعایی بکند از اسلام خارج شده است. در مورد این سؤال که چرا از خداوند ارحم‌الراحمین درخواست خود را نخواهیم و نیازی به واسطه نداریم هم باید عرض کنیم توسل به ائمة اطهار (علیهم‌السلام) هرگز مانع از این نیست که از خداوند مستقیم طلب کنیم بلکه توسل به امامان همان درخواست از خداوند است (به مثال آینه و تصویر آینه توجه کنید). به بیان دیگر اگر شما وقتی سرما می‌خورید به دکتر مراجعه کنید ممکن است کسی بگوید که این کار شرک است زیرا شما به جای اینکه از خدا بخواهید از یک پزشک در خواست کرده‌اید تا بیماری‌تان را معالجه کند. جواب این سخن آن است که اگر کسی به پزشک مراجعه کند تصورش این باشد که تنها کسی که می‌تواند او را معالجه کند آن پزشک است و آن پزشک مستقل از قدرت خدا می‌تواند او را معالجه کند مراجعه به پزشک شرک است اما گر تصورش این باشد که پزشک به قدرت الهی و به اذن الهی او را معالجه می‌کند این کار عین توحید است. در خصوص توسل به امامان (علیهم‌السلام) هم مسئله به همین شکل است. اگر کسی معتقد باشد که امامان به طور مستقل می‌توانند حاجت او را بدهند این کار عین شرک است اما اگر معتقد باشد که امامان (علیهم‌السلام) به قدرت الهی و اذن الهی حاجت او را می‌دهند این کار عین توحید است.
آیا این پاسخ صحیح است؟:
805 امتیازها
+
Vote up!
-
Vote down!

امامت و نبوت Sticky

پاسخ اصلی کارشناس 3013
متن پاسخ:
سلام علیکم طبق آیات قرآن کریم مقام امامت بالاتر از نبوت است زیرا حضرت ابراهیم در هنگامی که پیامبر بودند و امتحانات الهی را با نیز با موفقیت به انجام رساندند به ایشان مقام امامت اعطا گردید. اما این به این معنا نیست دوازده امام از پیامبر اکرم (ص) برترند زیرا پیامبر اسلام (ص) هم مقام امامت را داشتند و هم مقام نبوت را ولی امامان (علیهم‌السلام) تنها مقام امامت را داشتند.
آیا این پاسخ صحیح است؟:
879 امتیازها
+
Vote up!
-
Vote down!

مقبولیت واقعۀ غدیر نزد امام ابوحنیفه Sticky

پاسخ اصلی کارشناس 2018
متن پاسخ:
  بسم الله الرحمن الرحیم با تشکر از تماس شما برادر گرامی با مرکز پاسخگویی 09650 از برخی منابع مهم روایی ما به دست می آید که جناب ابوحنيفه واقعۀ غدیر را قبول داشته؛ امّا اقرار به آن حدیث را به مصلحت نمی دانسته است. شيخ محمّد بن محمّد بن نعمان بغدادى ملقّب به «شيخ مفيد»[1]، در کتاب «امالى» اين گونه [1] روايت كرده است: «محمّد بن نوفل بن عائذ صيرفى گويد: نزد هيثم بن حبيب صيرفى بودم كه «ابو حنيفه» نعمان بن ثابت بر ما وارد شد، و از امير مؤمنان على بن ابى طالب (علیه السلام) ياد كرديم و دربارۀ ماجراى «غدير خم» سخن به ميان آمد. ابو حنيفه گفت: من به اصحابمان گفته‏ ام: نزد اينان [شيعيان] به حدیث غدير خم اقرار نكنيد كه شما را محكوم مى‏كنند. ناگهان رنگ چهره هيثم بن حبيب صيرفى دگرگون شد و به او گفت: چرا اعتراف نكنند، نعمان! مگر تو خود قبول ندارى؟ ابو حنيفه گفت: «چرا، من خودم قبول دارم و آن را روايت نيز نموده‏ ام.» هيثم گفت: پس چرا اعتراف نكنند در صورتى كه حبيب بن ابى ثابت از ابى الطّفيل از زيد بن ارقم روايت كرده است كه على (علیه السلام) در رحبه (نام محلى است در كوفه) همه حاضران را براى اعتراف به صحّت و وقوع ماجراى غدير سوگند داده است؟! ابو حنيفه گفت: مگر نمى‏بينيد كه مردم به حدّى در اين زمينه گفتگو كرده‏ اند كه ناگزير علىّ [ع] مردم را در اين باره سوگند داده است! هيثم گفت: در اين صورت مى‏ گویى على [ع] را تكذيب كنيم يا سخنش را ردّ نمائيم؟ ابو حنيفه گفت: ما نه على [ع] را تكذيب مى‏كنيم و نه فرمايش او را ردّ، ولى تو مى‏دانى كه عدّه‏اى از مردم در اين باره غلوّ كرده‏ اند! هيثم گفت: سخنى را رسول خدا (صلوات الله علیه و آله) فرموده و يك خطبه در آن باره ايراد فرموده است و ما به صرف اينكه گروهى غلوّ و زياد روى نموده يا كسى حرفى زده است، نگران باشیم و از بازگوئى آن بهراسيم؟! در همين حين كسى وارد شد و با پرسش خود سخن را بريد؛ و اين سخن در كوفه پيچيد. حبيب بن نزار بن حيّان كه از هواداران بنى هاشم بود در بازار با ما بود، نزد هيثم آمد و گفت: خبر گفتگوى تو درباره على [ع] و نيز سخن آن گوينده به من رسيده است. هيثم گفت: اظهار نظرها دربارۀ آن بسيار پيش مى‏ آيد...» [3]   دربارۀ ابوحنیفه ابو حنيفه‏ نعمان بن ثابت بن زوطى (متوفی 150ه) فقیهی ايرانى الاصل و از مردم كابل بود و امام اعظم اهل سنت به شمار مى‏رود. ابو حنيفه در كوفه زاده شد و در طلب علم جهد فراوان كرد. وى در نزد حمّاد بن ابى سليمان -از علماى قرن اوّل و اوايل قرن دوم هجرى- علم دين بياموخت. قبر او اكنون در بغداد زيارتگاه اهل سنت است. [4] ابو حنيفه‏ معتقد بود كه امام بايد مردى از قريش باشد. او به حديث پيامبر صلوات الله علیه و آله استدلال مى‏كرد كه فرموده است: «همه پيشوايان از قريش ‏اند.» [5]   احترام ابوحنیفه به اهل بیت علیهم السلام او در نزد امام صادق علیه السلام رفت و آمد مى‏نمود و بسيارى از مسائل را با ادب و احترام از آن حضرت مى‏پرسيد و ايشان را چنین مخاطب قرار مى‏داد: «جعلت فداك يابن رسول اللَّه» فدايت شوم اى فرزند رسول خدا. ابوحنيفه درباره امام صادق علیه السلام مى‏ گفت: «هو جعفر الصادق لانه هو الامام الحق.» ابوحنيفه دربارۀ دو سالى كه در مدينه محضر امام صادق علیه السلام را درک نموده و از ایشان كسب علم و دانش كرده است، می گوید: «لولا السنتان لهلك‏ نعمان‏» يعنى اگر آن دو سال نبود، نعمان هلاک شده بود. [6]   ابوزهره از دانشمندان معاصر اهل سنت و از علماى الازهر مى‏گويد: ابوحنيفه در تمايلات و آراء خود در برابر حكام عصر و حكومت سياسى، شيعه بوده است يعنى، خلافت را از آن اولاد على [علیه السلام]از فاطمه [علیها السلام]مى ‏دانست و خلفايى را كه معاصر او بودند غاصب حق خلافت اولاد على [علیه السلام] و ظالم نسبت به آنان مى‏ دانست. ابوحنيفه سخنانى درباره على علیه السلام و نيز اهل بيت رسول اللَّه صلوات الله علیهم دارد: - على [ع] با كسى قتال نكرد مگر اين كه على اولى به حق بود. - على [ع] در جنگ جمل به عدل رفتار كرد و اعلم مسلمين در قتال اهل بغى بود. - اگر در جنگ صفين بوديم، با على [ع] همراه مى‏گشتيم. - ما اهل‏بيت رسول اللَّه را دوست داريم و به فضايل آنان اقرار مى‏كنيم. [7]   برخی محققان بر این نظرند که از منابع تاريخی فهمیده می‌شود که به قتل رساندن ابوحنيفه و سم خوراندن به او، احتمالًا به خاطر يارى نمودن او به اهل‏بيت علیهم السلام بوده باشد. [8]   تذکّر: [در نزد اهل سنت]، با توجّه به کاربرد لغوی كلمه «امامت‏» در مورد پيشوايى در اخذ معالم دين، واژۀ «امام» گاهی به مفهوم «كسى است كه معالم دين را از او بايد فرا گرفت» به کار می رود و اهل سنّت به همين عنايت، كلمه «امام» را به ابوحنيفه‏ و شافعى و مالک و احمد حنبل اطلاق مى‏كنند، در مورد زعامت اجتماعى و سياسى نيز زياد به كار رفته است. [9]   پی نوشت ها: [1]. شيخ محمّد بن محمّد بن نعمان بغدادى، ملقّب به شيخ مفيد. [2]. سند شیخ مفید، به این روایت چنین است: أَخْبَرَنِي أَبُو بَكْرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عُمَرَ الْجِعَابِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو الْعَبَّاسِ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِيدٍ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ الْحَسَنِ التَّيْمُلِيُّ قَالَ وَجَدْتُ فِي كِتَابِ أَبِي حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُسْلِمٍ الْأَشْجَعِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ نَوْفَلِ بْنِ عَائِذٍ الصَّيْرَفِيِّ / محمّد بن عمر جعابى، از احمد بن محمّد بن سعيد نقل مى كند كه على بن حسن تيمى مى گويد: در كتاب پدرم يافتم كه محمّد بن مسلم اشجعى از محمّد بن نوفل بن عائذ صيرفى اين گونه نقل كرده است... [3]. شيخ مفيد، الأمالى، ص28-27، (مجلس سوم شنبه 8 رمضان المبارك 404)؛ / امالى شيخ مفيد-ترجمه استادولى، ص 40/ زندگانى حضرت امام جعفر صادق عليه السلام، ص: 339-338. متن عربی: ... قَالَ كُنْتُ عِنْدَ الْهَيْثَمِ بْنِ حَبِيبٍ الصَّيْرَفِيِّ فَدَخَلَ عَلَيْنَا أَبُو حَنِيفَةَ النُّعْمَانُ بْنُ ثَابِتٍ فَذَكَرْنَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ (ع) وَ دَارَ بَيْنَنَا كَلَامٌ فِي غَدِيرِ خُمٍّ فَقَالَ أَبُو حَنِيفَةَ قَدْ قُلْتُ لِأَصْحَابِنَا لَا تُقِرُّوا لَهُمْ بِحَدِيثِ غَدِيرِ خُمٍّ فَيَخْصِمُوكُمْ فَتَغَيَّرَ وَجْهُ الْهَيْثَمِ بْنِ حَبِيبٍ الصَّيْرَفِيِّ وَ قَالَ لَهُ لِمَ لَا يُقِرُّونَ بِهِ أَ مَا هُوَ عِنْدَكَ يَا نُعْمَانُ قَالَ بَلَى هُوَ عِنْدِي وَ قَدْ رُوِّيتُهُ قَالَ فَلِمَ لَا يُقِرُّونَ بِهِ وَ قَدْ حَدَّثَنَا بِهِ حَبِيبُ بْنُ أَبِي ثَابِتٍ عَنْ أَبِي الطُّفَيْلِ عَنْ زَيْدِ بْنِ أَرْقَمَ أَنَ‏ عَلِيّاً ع نَشَدَ اللَّهَ فِي الرَّحْبَةِ مَنْ سَمِعَهُ فَقَالَ أَبُو حَنِيفَةَ أَ فَلَا تَرَوْنَ أَنَّهُ قَدْ جَرَى فِي ذَلِكَ خَوْضٌ حَتَّى نَشَدَ عَلِيٌّ النَّاسَ لِذَلِكَ فَقَالَ الْهَيْثَمُ فَنَحْنُ نُكَذِّبُ عَلِيّاً أَوْ نَرُدُّ قَوْلَهُ فَقَالَ أَبُو حَنِيفَةَ مَا نُكَذِّبُ عَلِيّاً وَ لَا نَرُدُّ قَوْلًا قَالَهُ وَ لَكِنَّكَ تَعْلَمُ أَنَّ النَّاسَ قَدْ غَلَا مِنْهُمْ قَوْمٌ فَقَالَ الْهَيْثَمُ يَقُولُهُ رَسُولُ اللَّهِ (ص) وَ يَخْطُبُ بِهِ وَ نُشْفِقُ نَحْنُ مِنْهُ وَ نَتَّقِيهِ بِغُلُوِّ غَالٍ أَوْ قَوْلِ قَائِلٍ- ثُمَّ جَاءَ مَنْ قَطَعَ الْكَلَامَ بِمَسْأَلَةٍ سَأَلَ عَنْهَا وَ دَارَ الْحَدِيثُ بِالْكُوفَةِ وَ كَانَ مَعَنَا فِي السُّوقِ حَبِيبُ بْنُ نِزَارِ بْنِ حَيَّانَ فَجَاءَ إِلَى الْهَيْثَمِ فَقَالَ لَهُ- قَدْ بَلَغَنِي مَا دَارَ عَنْكَ فِي عَلِيٍّ (ع) وَ قَوْلُ مَنْ قَالَ وَ كَانَ حَبِيبٌ مَوْلًى لِبَنِي هَاشِمٍ‏ فَقَالَ لَهُ الْهَيْثَمُ النَّظَرُ يَمُرُّ فِيهِ أَكْثَرُ مِنْ هَذَا... [4]. فرهنگ فرق اسلامى، ص170. [5]. فرقه‏هاى اسلامى و مسأله امامت، ص92. [6]. الامام الصادق والمذاهب الاربعه، ج 1، ص 317. / و ص53 و ص54 و ص58. [7]. همان، ص 58 و 53. [7]. همان، ص 318. [8]. همان، ص 319. [9]. برگرفته از: مجموعه آثار استاد شهيد مطهرى، ج3، ص282.  
آیا این پاسخ صحیح است؟:
900 امتیازها
+
Vote up!
-
Vote down!
اشتراک در RSS - امامت